در جمهوری اسلامی ایران، قدرتمندترین رقیب اسرائیل در خاورمیانه، تحولی نه چندان آرام در حال انجام است که محاسبات دیرینه اسرائیل را تهدید میکند. به نظر میرسد ایران در حال آمادهسازی برای استقرار موشکهای بالستیک سنگرشکن تولید داخل است که قادر به نفوذ به پناهگاههایی هستند که اسرائیلیها با اطمینان برای محافظت به آنها متکی بودهاند.پوششهای فولادی سختشده این موشکها به گونهای مهندسی شدهاند که به طور خاص بر موانع حفاظتی سنگرهای تقویتشده غلبه کنند، انرژی جنبشی را به حداکثر برسانند و با تکیه بر جاذبه، سرعت و خواص آیرودینامیکی، فشار زیادی را در هنگام برخورد ایجاد کنند.
به گزارش نبأخبر،محمد آی. اسلم، عضو انجمن سلطنتی آسیایی (GB ) و عضو وابسته در موسسه مطالعات خاورمیانه، کالج کینگ لندن در یادداشتی که در سایت میدل ایست مانیتور منتشر شد در خصوص پیامدهای پیشرفتهای موشکی ایران و دستیابی به موشکهای بالستیک سنگر شکن بر دکترین نظامی اسرائیل نوشت:
صدای کر کننده آژیر «تزوا آدوم» (قرمز) در هوا میپیچد، سیگنالی ترسناک که اسرائیلیها را در هر گوشه و کناری به لرزه میاندازد. این آژیر از بلندگوها، از طریق متون و برنامههای رادیویی پخش میشود و هشدار حملات موشکی قریبالوقوع را میدهد. در یک بازه زمانی ۹۰ ثانیهای، آنها برای یافتن نزدیکترین پناهگاه بمب مستحکم که در محل به عنوان ممد (فضای حفاظت شده مسکونی) یا میکلات (پناهگاه عمومی) شناخته میشود، تلاش میکنند.
این پناهگاهها، که عمدتاً زیرزمینی و از بتن مسلح هستند، در تار و پود زندگی اسرائیلیها ساخته شدهاند تا در برابر رگبار موشکها و راکتهایی که دشمنان اسرائیل هر از گاهی بر سرشان میبارند، مقاومت کنند.
اسرائیل، تا حدی که در هیچ نهاد سیاسی دیگری بینظیر است، با تضمین اینکه ساخت هر ساختمان، از آپارتمانها و مدارس گرفته تا بیمارستانها و آسمانخراشها، با پناهگاههای ضد بمب همراه باشد، حفاظت از جمعیت یهودی خود را در اولویت قرار داده است؛ اما این ویژگی صرفاً به داشتن پناهگاههای مستحکم برای مقاومتر کردن جامعه در برابر حملات مربوط نمیشود. همچنین به ماشین جنگی اسرائیل یک مزیت خام اما کشنده میدهد: توانایی حمله پیشگیرانه به کشورهای دشمن و غیرنظامیان آنها به عنوان مجازات جمعی، در حالی که خود را حتی از بخشی از معادل تلافیجویانه محافظت میکند.
استراتژی تغییر دهنده بازی ایران
در جمهوری اسلامی ایران، قدرتمندترین رقیب اسرائیل در خاورمیانه، تحولی نه چندان آرام در حال انجام است که محاسبات دیرینه اسرائیل را تهدید میکند. به نظر میرسد ایران در حال آمادهسازی برای استقرار موشکهای بالستیک سنگرشکن تولید داخل است که قادر به نفوذ به پناهگاههایی هستند که اسرائیلیها با اطمینان برای محافظت به آنها متکی بودهاند.
پوششهای فولادی سختشده این موشکها به گونهای مهندسی شدهاند که به طور خاص بر موانع حفاظتی سنگرهای تقویتشده غلبه کنند، انرژی جنبشی را به حداکثر برسانند و با تکیه بر جاذبه، سرعت و خواص آیرودینامیکی، فشار زیادی را در هنگام برخورد ایجاد کنند.
پس از استقرار، آنها پناهگاههای بمب اسرائیل را در برابر حملاتی که هرگز برای مقاومت در برابر آنها طراحی نشده بودند، آسیبپذیر میکنند و در نتیجه یکی از مهمترین مزایای نظامی اسرائیل را خنثی میکنند و برای اولین بار، حتی در امنترین فضاها، تهدیدی مستقیم برای امنیت جمعیت آن ایجاد میکنند.
تنها در این صورت، استراتژیستهای ایرانی محاسبه کردهاند که دوران اجرای حملات هوایی جسورانه و غافلگیرکننده اسرائیل علیه دشمنانش که آنها را مجبور به درخواست توقف یا صلح میکند، سرانجام با تعادل ترسناکی از ترس روبرو خواهد شد که هرگونه تصوری را مبنی بر اینکه اسرائیل میتواند ایران را به لبنان یا سوریه دیگری تبدیل کند که بتواند هر زمان که بخواهد بمباران کند، از بین میبرد.
برتری نظامی اسرائیل همیشه یک اقدام متعادلکننده ظریف بوده است. همانطور که اخیراً در سه دور از تخریب گسترده زیرساختها ناشی از حملات موشکی تلافیجویانه ایران به جبهه داخلیاش در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ مشاهده شد، این حملات خسارات گستردهای را به بار میآورند. این حملات دهها اسرائیلی را کشته و زخمی کردهاند، زندگی روزمره را مختل کردهاند و حتی باعث شدهاند دیگران وحشتزده به خارج از کشور فرار کنند.
با این حال، گذشته از چالشهای لجستیکی با رهگیرهای موشکی، اسرائیل هنوز هم قاطعانه بر این اطمینان عمل میکند که جمعیت آن (برخلاف جمعیت دشمنش) میتوانند در صورت حمله با خیال راحت به صورت انبوه پناه بگیرند؛ اما اگر ایران بتواند از این پوشش عبور کند، اسرائیل مجبور خواهد شد به سرعت در استراتژی نظامی خود تجدید نظر کند و از حملات پیشگیرانه به نفع مواضع دفاعیتر حرکت کند، زیرا این سناریو یک چالش وجودی ایجاد میکند.
این امر به نوبه خود هزینه قابل توجهی خواهد داشت، چه از نظر نظامی و چه از نظر سیاسی و محاسبات ریسک پاسخ را که زیربنای دکترین نظامی اسرائیل است تغییر میدهد و آن را مجبور میکند تا در تحلیل هزینه-فایده حملات پیشگیرانه خود تجدید نظر کند.
تغییر به سمت تاکتیکهای دفاعیتر به معنای کنار گذاشتن عنصر مجازات جمعی است که مدتهاست سنگ بنای برتری نظامی اسرائیل بوده است. این امر همچنین آسیبپذیریهای اسرائیل را آشکار میکند، به طور بالقوه دشمنان آن را جسورتر کرده و آنها را به انجام اقدامات تهاجمیتر تشویق میکند. خطر تلفات غیرنظامیان افزایش مییابد و احتمالاً فشارهای داخلی و بینالمللی برای جلوگیری از آسیب رساندن به جان بیگناهان افزایش مییابد.
این ایده که اسرائیل میتواند از یک حمله «جان سالم به در ببرد»، حتی در حالی که دشمنانش با ضربات ویرانگر حملات تلافیجویانه آن مواجه هستند، اگر تهدید علیه زیرساختهای غیرنظامی ملموس شود، اعتبار کمتری خواهد داشت.
نتیجهگیری
با افزایش تنش بین این دو قدرت منطقهای، جهان با دقت نظارهگر است. آیا ایران سرانجام موفق خواهد شد فنآوری لازم برای نفوذ به پناهگاههای بمب اسرائیل را با دقت کافی به کار گیرد، یا قابلیتهای نظامی اسرائیل برای مقابله با این تهدید جدید تکامل خواهد یافت؟ نتیجه این درام پرمخاطره، آینده دکترین نظامی در خاورمیانه را برای دهههای آینده تعیین خواهد کرد. در سایهها، ماهوارههای جاسوسی و سازمانهای اطلاعاتی خستگیناپذیر برای نظارت بر پیشرفت ایران تلاش میکنند، در حالی که موساد و اطلاعات نظامی اسرائیل در حال جمعآوری اطلاعات در مورد پیشرفت برنامه موشکی تهران هستند. خطرات هرگز تا این حد زیاد نبوده و سرنوشت میلیونها نفر در گرو است. هر حرکت، هر آزمایش موشکی و هر جهش فنآوری توسط هر دو طرف از نزدیک رصد میشود، زیرا میدانند که یک گام اشتباه میتواند منجر به درگیریای شود که منطقه را برای همیشه تغییر شکل میدهد. فعلاً، آینده نامشخص است. اما یک چیز روشن است: اگر ایران موفق به تکمیل موشکهای بالستیک سنگرشکن خود شود، دکترین نظامی اسرائیل – و امنیت جمعیت آن به طور کلی – هرگز مانند قبل نخواهد شد.